|
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع |
بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال به استومی نیاز پیدا خواهند کرد. مراقبت از استومی نیازمند توجه به نیازهای جسمی و روانی است. در طول سه دههی گذشته، به منظور پاسخگویی به نیازهای این بیماران، گرایش جدیدی در پرستاری به نام پرستار ویژهی استومی به وجود آمده است. چون تشخیص سرطان برای بیماران با تنشهای فراوانی همراه است، استومی نیز برای بیماران میتواند هم یادآور تنشهای سرطان باشد و هم به عنوان راهی برای نجات از سرطان تلقی شود. نوع نگاه بیمار به استومی به آموزشهای پرستار و تلاش وی در تطابق بیمار بستگی دارد.
واژههای استومی، استوما و کولوستومی، برای بیماران و خانوادههای آنها واژههای غریبی هستند؛ و حتی ممکن است در صورت آشنایی با این واژهها، تصور درستی از آنها وجود نداشته باشد. عوامل مختلفی از جمله دایم یا موقتی بودن استومی، نگاه به آن به عنوان یک نقطهی ضعف یا قوت، نوع نگرش بیمار را تحت تاثیر قرار میدهد. نگرش بیماران بسیار متنوع است و تیم درمان اگر با این مسایل آشنایی نداشته باشند، در تعاملات با بیمار با مشکل مواجه خواهند شد. پس علاوه بر آموزش به بیمار و خانواده، آموزش به همکاران تیم درمانی نیز از جمله وظایف پرستار ویژهی استومی میباشد. سایر اعضای تیم درمان نیز به منظور دستیابی به نتایج بهتر، می بایست در مراحل قبل و پس از عمل با پرستار ویژهی استومی مشورت کرده و وی را در برنامههای درمانی بیمار مشارکت دهند.
ملاحظات قبل از عمل
قبل از عمل می بایست در مورد نوع استومی، نتایج، ظاهر و عملکرد آن، با بیمار صحبت شود. نگرانیهای معمول بیماران قبل از عمل جراحی مربوط به مراقبت از زخم، کنترل بو و نحوهی لباس پوشیدن میباشد. باید این اطمینان خاطر به بیماران داده شود که تجهیزات و کیسههای جدید مربوط به استومی، محکم، ضد بو و کوچک می باشند و با انواع استومی و فیزیک بدنی و شیوههای زندگی افراد مختلف قابل تطبیق میباشند. هم در زمان قبل از عمل و هم پس از آن باید در مورد جنبههای روانی- جسمی استومی و جراحی، توضیحاتی برای بیمار ارائه گردد. جراح میبایست در مورد آسیبهای احتمالی به عصب لگنی و مشکلات جنسی متعاقب آن به بیمار اطلاع رسانی کرده، و پرستار نیز در مورد انتخاب نوع کیسه و نیز گزینههای مربوط به کیسههای کوچک و پوششهای کسیهی استومی، به منظور حفظ تصویر بدنی با بیمار صحبت کند. پرستار باید حامی بیمار بوده و سبب ارتقای عملکرد روانی بیمار گردد.
یکی از کارهایی که می بایست قبل از عمل انجام شود، انتخاب و علامتگذاری دقیق محل قرارگیری استومی میباشد. به طور کلی محل قرارگیری استومی به نوع استوما بستگی داد. در مورد استوماهای کولون نزولی و راست روده، معمولاً استومی روی ربع تحتانی، سمت چپ شکم قرار داده میشود. در موارد دیگر، معمولاً سطح زیر ناف و منطقهای فاقد چین و چروک و برجستگیهای استخوانی انتخاب میگردد. ناحیهی مورد نظر باید در وضعیتهای خوابیده به پشت، نشسته و ایستاده مورد بررسی و تغییرات منطقه همراه با تغییر وضعیت، مورد ملاحظه قرار گیرند. به منظور حفظ توانایی مراقبت از خود در بیمار، استومی باید در منطقهای تحت دید بیمار قرار گیرد. همچنین استفاده از تجهیزات ارتوپدی مثل چوب زیر بغل و صندلی چرخدار نیز در انتخاب ناحیه باید مدنظر باشد. در برخی بیماران مخصوصاً افرادی که بسیار چاق هستند یا از صندلی چرخدار استفاده میکنند، شاید بهتر باشد استومی روی ربعهای فوقانی شکم قرار داده شود. در موارد اورژانسی، یا مواردی که استومی به طور موقت مورد استفاده قرار خواهد گرفت، انتخاب محل از اهمّیّت ویژهای برخوردار است. جراح میتواند با اقدامات مختلفی در حین جراحیهای اورژانسی، محل مناسبی را برای استومی انتخاب کند. دایرهای 5/3 سانتیمتری از پوست سالم در اطراف استوما، چسبیدن محکم کیسههای استومی را باعث میشود. یک استومی خوب، در اتاق عمل شکل میگیرد؛ اینچنین استومی باید مقداری برآمده باشد. اگر استوما طویل باشد باعث آسیب به مخاط خواهد شد و اگر همسطح با پوست یا فرورفته باشد، باعث نشت مدفوع از اطراف کیسه تحریک پوست اطراف میشود.
ملاحظات پس از عمل
مراقبتهای پس از عمل به کارگذاری استوما شامل مراقبت از استومی و زخمهای روی شکم و پرینه، و نیز ثابتسازی لولههای تخلیه متصل به بیمار می باشد. پس از عمل، پوست و مخاط در ناحیهی استومی باید به دقت بررسی شوند. استفاده از کیسههای استومی شفاف، امکان مشاهدهی این مناطق را فراهم میآورد. به مرور زمان می بایست ادم کم شود و مخاط ناحیه مرطوب و شبیه به گوشت تازه به نظر برسد. استفاده طولانی مدت از ملیّنهای حاوی «سنا» باعث تغییر رنگ مخاط به قهوهای خواهد شد و ممکن است توسط پرسنل کمتجربه با ایسکمی مخاط اشتباه گرفته شود. در اندازهگیری قطر استومی باید دقت کافی مبذول شود تا کیسه در فاصلهی حداکثر یک هشتم اینچی از پایهی استومی قرار گیرد. انتخاب نوع کیسه برای استومی، به عوامل مختلف طبی و فردی بستگی دارد و بر اساس نیازهای بیماران مختلف انواع و اقسام کیسههای استومی و تجهیزات جانبی مربوطه در بازار وجود دارد.
آموزش به بیمار
به محض اینکه بیمار توانایی مراقبت از خود را کسب کرد، باید آموزشهای لازم در این زمینه به وی داده شود. کوتاه شدن طول مدت بستری در بیمارستان سبب تقویت برنامههای آموزشی گردیده است. مشارکت دادن خانوادههای بیماران در برنامههای آموزشی مفید میباشد؛ اما باید دقت شود این کار سبب وابستگی بیمار به اطرافیان نشود و استقلال وی حفظ شود. به منظور جلب مشارکت بیمار در مراقبت از خود، میبایست استومی را به عنوان یک روش دفعی به بیمار معرفی کرد، نه یک روش طبی. مراقبت از استومی پیچیده نیست، اما برای کسب مهارت در آن به گذشت زمان احتیاج میباشد. آموزشهای مربوطه باید به طور منظم و ترجیحاً در محیط توالت ارائه گردد. بیماران باید یاد بگیرند که وقتی یک سوم کیسه پر شد، آن را تخلیه کنند. جدا کردن کیسه با فشار دادن رو به داخل و آرام پوست اطراف انجام میشود. موهای اطراف استومی باید تراشیده شوند. پوست اطراف باید از نظر علایم آسیب مورد بررسی قرار گیرد. به منظور اطمینان از تطبیق دهانه کیسه با دهانهی استومی، میبایست در شش الی هفت هفتهی اول پس از عمل، حداقل هفتهای یک بار، قطر دهانهی استومی مورد اندازهگیری قرار گیرد. برای شستشوی پوست اطراف استومی از آب گرم ساده یا همراه با صابونهای ملایم استفاه میشود. پوست زیر چسب باید قبل از چسباندن کاملاً تمیز و خشک شده باشد. از رسانههای آموزشی مناسب مثل برگههای فتوکپی شده، فیلم، نوار، سیدی و غیره باید به نحو مقتضی جهت آموزش استفاده گردد.
در بیماران دارای استومی در ناحیهی کولون نزولی یا راستروده، شستشوی کولوستومی یک گزینهی مراقبتی است. در بیماران دارای پیش آگهی خوب، شرح حال مدفوع شکل گرفته و منظم، و نیز در صورت در دسترس بودن تجهیزات مناسب، شستشوی کولوستومی گزینهای مطلوب میباشد. استفاده از تجهیزات مناسب به منظور راحتی کار توصیه می شود. حدود 750 سیسی آب گرم آشامیدنی از طریق قیف وارد روده میشود و سپس محتویات روده به درون چاه توالت تخلیه میشود. ورود آب 7 دقیقه و تخلیهی کامل به 45 دقیقه زمان احتیاج دارد. بر اساس عادات رودهای قبلی، ممکن است به شستشوی روزانه یا یک روز در میان نیاز باشد. پس از منظم شدن رودهها، میتوان روی استومی را با یک سرپوش دارای فیلتر ضد بو، بست تا محتویات رودهای پشت آن تجمع یابند. برای منظم شدن رودهها به گذشت 3 تا 4 هفته زمان احتیاج است. اگر در بین فواصل شستشو، دفع مدفوع وجود داشت، باید میزان مایع شستشو و روش کار بیمار ارزیابی شود. اگر علی رغم به کار گیری تمهیدات لازم، پس از یک ماه از شروع برنامهی شستشو هنوز رودهها منظم نشده بودند، بهتر است شستشو را متوقف کرده و مثل سابق از کیسه استفاده کنند.
ملاحظات مربوط به مراقبت از پوست در دیدارهای بعدی
مشاوره و آموزش به بیمار و مراقبتهای پیشگیرانه در ملاقاتهای بعدی صورت می گیرد. مراقبتهای مناسب و و روشهای صحیح از ایجاد عوارض پوستی در اطراف استومی جلوگیری میکند. این عوارض عبارتند از درماتیت تحریکی در اثر مواد شیمیایی، عفونتهای باکتریایی یا ویروسی، واکنش های ایمنی در اثر حساسیت به مواد استفاده شده، تروماهای فیزیکی در اثر استعمال و برداشتن تجهیزات. پیشگیری از وقوع این عوارض و تشخیص و درمان زودهنگام آنها به منظور جلوگیری از صدمات جسمی و روانی بیشتر ضروری است. از استعمال پمادها یا فراوردههایی که چربی آنها بر روی پوست باقی میماند، باید خودداری شود. استفاده از مقدار کمی پودر و پاک کردن اضافی آنها با استفاده از برس، به چسبیدن چسب به پوست کمک میکند.
Toth P (2006); Ostomy Care And Rehabilitation In Colorectal Cancer; Seminars in Oncology Nursing; 22 (3): 174- 177
MS یک بیماری مزمن عصبی است که طی آن غشای میلینی نورونهای موجود در سیستم اعصاب مرکزی تحت تاثیر قرار گرفته و تخریب میشوند. در حال حاضر در امریکا بیش از 400 میلیون نفر مبتلای به MS وجود دارد و گفته میشود هفتهای 200 نفر به جمع این بیماران اضافه میشود. در کل دنیا هم طبق آمار بیش از 5/2 میلیوننفر مبتلای به MS وجود دارد. چون این بیماری مسری نیست و مستقیماً هم ارث در آن دخالتی ندارد، اپیدمیولوژیستها به دنبال یافتن الگوهای توزیع این بیماری در دنیا بودهاند:
• جنس: زنها 2 تا 3 بابر بیش از مردان به این بیماری دچار میشوند.
• ژنتیک: MS یک بیماری ارثی نیست، اما توارث در آن نقش دارد. خطر بروز این بیماری در کل جمعیت، 1 نفر به ازای هر 750 نفر است، در حالیکه در کسانی که در بستگان درجه یک فردی را مبتلای به MS داشته باشند، خطر وقوع این بیماری 1 نفر به ازای هر 40 نفر است. در مقابل در دوقلوهای همسان که از نظر ژنتیکی کاملاً با هم بابر هستند، در صورت ابتلای یکی از آنها به MS شانس ابتلای نفر دوم، یک چهارم است؛ و این بدین معنا است که غیر از ارث عوامل دیگری نیز در وقوع این بیماری دخیل هستند.
• سن: اکثر مبتلایان به بیماری افراد بین 20 تا 50 سال هستند.
• منطقهی جغرافیایی: در کل جهان، هر چه از خط استوا دورتر شویم، خطر ابتلای به بیماری هم بیشتر میشود. به طوریکه در مناطق سردسیر عرضهای بالا و پایین جغرافیایی این بیماری بسیار شایع است. تحقیقاتی در جریان است تا نقش نور آفتاب و ویتامین دی را در ابتلای به MS مورد بررسی قرار دهند.
• نژاد: در بعضی کشورهای چند نژادی، مثل امریکا که افراد نژادهای مختلف در کنار هم زندگی میکنند، دیده شده است در بعضی نژادها ابتلای به MS بیشتر و در برخی دیگر کمتر است.
علت
علت اصلی ابتلای به MS شناخته شده نیست. در طول زمان تئوریهای مختلفی برای ایجاد این بیماری پیشنهاد شدهاند که نادرستی بسیاری از آنها امروزه به اثبات رسیده و نقش عواملی همچون آلرژی ها، فلزات سنگین، حیوانات خانگی، تروماهای فیزیکی و ... رد شدهاند. اما امروزه نقش عوامل مختلف عفونی، محیطی، ایمنی و ژنتیکی در بروز این بیماری مشخص شده است. بر اساس یکی از تئوریهای ارائه شده، در این بیماری نقص ژنتیکی سبب میشود عواملی ناشناخته (شاید نوعی ویروس، البته هنوز هیچ ویروسی به عنوان عامل بیماری شناخته نشده است)، سبب فعال شدن سیستم دفاعی بدن و ترشح آنتی بادیهایی گردد که اشتباهاً علیه غشای میلینی نورونها وارد عمل میشوند. این آنتیبادیها غشای میلینی را تخریب میکنند و با هجوم لوکوسیتها به محل، سبب التهاب میگردند. با فروکش کردن التهاب، بافت اسکار(sclerosis) جایگزین میلینها میشود (سبب نامگذاری بیماری). با از بین رفتن میلینها سرعت هدایت در فیبرهای عصبی درگیر به شدت کاهش مییابد و علایم بروز می کنند. در مواردی شدت بیماری به حدی است که اکسونهای تشکیل دهندهی فیبر عصبی نیز همراه با میلین تخریب میشوند.
صدمه به نورونها در هر قسمتی از CNS اتفاق می افتد، اما محلهای شایع عبارتند از: عصب بینایی، مخ و نخاع گردنی.
علایم و نشانهها
شدت بروز علایم و دورهی بالینی از یکی از 4 الگوی زیر تبعیت میکند:
1- Relapsing-Remitting MS: در این الگو، که شایعترین الگو در بین بیماران شمرده میشود، بیمار دورههایی از تشدید علایم و عود بیماری را تجربه میکند که با بهبودی کامل یا نسبی دنبال میشوند. در فواصل بین حملات، بیمار وضعیت باثباتی دارد.
2- Primary-Progressive MS : در این الگو، از زمان تشخیص بیماری، بیمار تدریجاً با تشدید علایم و بدتر شدن وضعیت بیماری روبهرو خواهد بود. دورههای عود و بهبود علایم در این نوع وجود ندارد.
3- Secondary-Progressive MS: در این الگو، بیماری که تا قبل از این الگوی Relapsing-Remitting را تجربه میکرده، دچار پیشرفت تدریجی علایم به سمت وخیمتر شدن بیماری میشود.
4- Progressive-Relapsing MS: طبق این الگو، بیمار از زمان تشخیص بیماری، پیشرفت تدریجی علایم را به طور پیوسته تجربه میکند، اما در این حین دورههایی از شدت گرفتن علایم و بهبود نسبی را پیآمد آن تجربه خواهد کرد.
علایم و نشانههای بیماری MS به علت تنوع و وسعت مناطقی که آسیبهای نورونی اتفاق میافتد، بسیار متنوع و گستردهاند. این نشانهها عبارتند از:
الف. علایم شایع:
• خستگی: در 80 درصد بیماران دیده میشود و یکی از علایمی است که سبب ناتوانی فرد میگردد.
• خوابرفتن صورت، بدن و اندامها: علامت شایعی است که در بعضی از افراد در مراحل اولیه تنها علامت محسوب میشود.
• مشکلات مربوط به راه رفتن، حفظ تعادل و هماهنگی حرکات
• مشکلات ادراری: حدود 80 درصد بیماران مشکلات ادراری را گزارش میکنند. این مشکلات به اشکال مختلف فوریت ادراری، تکرر ادرار، تخیر در شروع ادرار، ادرار شبانه و بیاختیاری در کنترل ادرار نشان داده میشوند.
• مشکلات مربوط به دفع مدفوع: اغلب به شکل یبوست تظاهر میکند، اما بی اختیاری در کنترل مدفوع و اسهال نیز گزارش شدهاند.
• مشکلات بینایی: بسیار شایع هستند و گاهی تنها علامت محسوب میشوند. به اشکال مختلف اعم از دوبینی، تاری دید، کاهش دید، درد چشم، دیده شدن لکهی سیاه در میدان دید، نیستاگموس و غیره تظاهر میکند و باعث اضطراب و افسردگی در بیماران MS میشود.
• سرگیجه
• مشکلات جنسی: بیداری جنسی در سیستم عصبی مرکزی ایجاد میشود و سپس پیامهای حسی از طریق راههای نخاعی به اندامهای جنسی منتقل میشوند. چنانچه بیماری هریک از این ساختارها را درگیر کرده باشد، مستقیماً سبب مشکلات جنسی (از بیداری گرفته تا ارگاسم) میشود. از طرفی خستگی، اسپاسم عضلانی و مشکلات روحی روانی همراه با بیماری نیز میتوانند به طور غیر مستقیم سبب مشکلات جنسی شوند.
• درد
• مشکلات شناختی: حدوداً 50 درصد بیماران دچار MS به نوعی دچار مشکلات مربوط به فعالیتهای سطح بالای مغزی اعم از حافظه، یادگیری، حساب و کتاب، تفکر منطقی، حل مساله و غیره که تحت عنوان فعالیتهای شناختی نامیده میشوند، قرار میگیرند.
• مشکلات روانی: هم اولیه به علت خود بیماری و هم به علت عوارض مربوط به ناتوانی های ایجاد شده، علایم مختلف روانی شامل افسردگی ها، تحریک پذیری، عاطفههای بی ثبات و غیره در بیماران مبتلا به MS دیده میشود.
• انقباضات عضلانی (Spasticity) در بیماران دچار MS بسیار شایع است و اغلب عضلات پا را درگیر میکند اما در هریک از اندام ها میتواند ایجاد شود. شدت انقباض نیز ممکن است از یک احساس سفتی در عضله، تا ناتوانی در حرکت دادن عضو و خشکشدگی آن متغیر باشد. گاهی اسپاسمهای عضلانی سبب ایجاد درد و سفتی های مفصل میشوند.
ب. علایم نادر:
• اختلال در صحبت کردن
• مشکل در بلع
• سردرد
• کاهش شنوایی
• صرع
• لرزش
• خارش
• مشکلات تنفسی
تشخیص
در حال حاضر هیچ علامت، نشانه، تست کلینیکی یا پاراکلینیکی که به تنهایی وجود MS را تشخیص دهد، وجود ندارد. برای تشخیص از شرح حال بالینی، معاینهی فیزیکی و تستهای پاراکلینیکی استفاده میشود.
MRI: بهترین تست تشخیصی برای MS امارآی میباشد. در امارآی پلاکهای MS در مادهی سفید مغز و نخاع مشخص میشوند. با این حال، امآرآی به تنهایی برای تشخیص ام اس کافی نیست، چون تعدادی از بیماریهای دیگر نیز بر روی امارآی ضایعاتی شبیه به MS ایجاد میکنند.
Evoked potential (EP) tests: در این تست، فعالیت الکتریکی سیستم عصبی در پاسخ به محرکات خاصی نظیر محرکات دیداری، شنیداری یا بساوایی مورد سنجش قرار میگیرد. چون MS سرعت انتقال پیامهای عصبی را کند میکند، این تست تشخیصی مفید واقع میشود.
CSF analysis: آنالیز مایع مغزی نخاعی، وجود پروتیینهای خاص مربوط به سیستم دفاعی و نیز وجود oligoclonal bands را (که نشانهای از وجود یک واکنش ایمنی در CNS است) نشان میدهد.
درمان
هیچ درمان قطعی برای MS وجود ندارد. اما درمانهایی وجود دارند تا دورهی بالینی بیماری را تعدیل کنند، علایم را تخفیف دهند، شدت علایم را در دورههای عود بیماری کنترل کنند و سطح عملکرد فرد را ارتقا دهند. داروهای زیر به منظور کند کردن سرعت پیشرفت بیماری مورد استفاده قرار میگیرند:
• Avonex (interferon beta-1a)
• Betaseron (interferon beta-1b)
• Copaxone (glatiramer acetate)
• Novantrone (mitoxantrone)
• Rebif (interferon beta-1°)
• Tysabri (natalizumab)
Avonex) interferon beta 1a): این دارو یک اینترفرون بتا است که با روشهای بیوتکنیکال و مهندسی ژنتیک درست شده است. اینترفرون بتا یک گلیکوپروتئین است که در بدن به طور طبیعی علیه ویروسها ساخته میشود. این دارو برای کنترل دورهی بیماری در بیماران MS مصرف میشود و ناتوانی فیزیکی این بیماران را به تاخیر انداخته و دورههای عود علایم را کاهش میدهد. دوز درماني آن 30 ميكروگرم معادل 6 ميليون واحد است که به شکل داخل عضلانی هر هفته یکبار تزریق میشود. این دارو مخصوصاً در هفتههای آغازین درمان میتواند باعث علایمی شبیه آنفولانزا شود. پس بهتر است قبل از خواب مصرف شود و از استامینوفن هم در صورت لزوم استفاده شود. واکنشهای محل تزریق و افسردگی از دیگر عوارض این دارو میباشد.
مراقبتهای پرستاری
خستگی
• اطلاع خستگی به پزشک. شاید علت خستگی عوارض جانبی داروها یا مربوط به وضعیتهای قابل اصلاح پزشکی (مثل آنمی، بیماری های تیروئید یا افسردگی) باشد.
• ارجاع بیمار به کاردرمانگر تا روشهای آسان کار کردن به آنها آموخته شود. وظيفه كاردرماني تطبيق و تنظيم انجام كارها و تدابير يكپارچه سازي فعاليتها بگونه اي است كه بيشترين حجم فعاليت با صرف انرژي كمتر صورت گيرد (در واقع افزايش اثر بخشي انرژي صرف شده را كاردرماني گويند ).
• آموزش روشهای حفظ انرژی
• تنظیم خواب بیمار و تامین استراحت کافی با استفاده از روشهای دارویی و غیر دارویی
• اقدامات رواندرمانی مثل آموزش تکنیکهای ریلکسشن، روشهای مدیریت استرس، عضویت در گروههای حمایتی و ارجاع به روانپزشک
• کنترل گرما با استفاده از دوش آب سرد، کمپرسهای یخ، خنک کردن محیط زندگی و اجتناب از حمام گرم یا قرار گرفتن در محیطهای گرم.
• به بیماران آموزش دهید تا کارهایشان را اولویت بندی کنند و از انجام کارهای بیهوده اجتناب کنند. طوری برنامهریزی کنند که فعالیتها را در زمانی که حداکثر انرژی را دارند (اکثراً صبحها) انجام دهند.
• آموزش در مورد آهسته و پیوسته انجام دادن کارها
• سپردن بعضی کارها به دیگران و درخواست از اطرافیان برای انجام آنها
• فعالیتهای بدنی. علیرغم اینکه باعث صرف انرژی میشود، اما در عین حال از بدتر شدن وضعیت بیمار جلوگیری کرده، توان ماهیچهها را حفظ میکند و از نظر روانی باعث تحرک فرد میشود. اما میبایست با احتیاط و کنترل شده استفاده شود.
• استفاده از وسایل کمکی برای حرکت
• رژيم غذايي كم چرب ، پرهيز از غذاي سنگين و غذاي داغ در كاهش بي رمقي ناشي از ام اس موثر است.
• مصرف بيش از حد الكل و سيگار تاثير منفي در ميزان بي رمقي ام اس دارد.
خوابرفتگی و گزگز پوست
• اگر خواب رفتگی در صورت باشد، به بیماران آموزش دهید تا به هنگام جویدن غذا مواظب باشند؛ چون ممکن است زبان یا قسمت داخلی دهان خود را بجوند.
• اگر خواب رفتگی در اندامها باشد، در مورد احتیاط از منابع گرمایی هشدارهای لازم را به بیمار بدهید.
• اگر خواب رفتگی در نواحی نشیمنگاه باشد در مورد استفاده از صندلیهای نرم و استاندارد توصیههای لازم را به بیمار ارائه کنید.
• در مورد مراقبت از نواحی تخت فشار آموزشهای لازم را به بیمار ارائه کنید.
مشکلات حرکتی
• ارجاع به فیزیوتراپی
• توصیه به استفاده از وسایل کمک حرکتی
• توصیه به اطرافیان که موقع راه رفتن و تحرک، مواظب بیمار باشند
مشکلات ادراری
• بیماران باید روزانه مقدار کافی مایعات (2000 سیسی در 24 ساعت) مصرف نمایند.
• از مصرف مایعات در ساعات پایانی روز خودداری کنند.
• هر 3 ساعت به دستشویی رفته و برای تخلیهی مثانه تلاش کند.
• از کاتتریزاسیون متناوب مثانه استفاده کند. اگر در هر بار کاتتریزاسیئن بیش از 500 میلیلیتر ادرار در مثانه وجود داشته باشد، فواصل را کاهش دهد.
مشکلات دفع مدفوع
• توصیه به مصرف میزان کافی مایعات. روزانه 6 تا 8 لیوان آب مصرف کند.
• از فیبرهای غذایی به مقدار زیاد در روز استفاده کند.
• پس از مشورت با پزشک معالج، از نرمکنندههای مدفوع استفاده کند.
• برنامهی منظمی را برای دفع مدفوع تهیه کند.
• از ملیّنها، انما و شیافها نباید به طور دایمی استفاده شود چون ایجاد وابستگی میکند.
مشکلات بینایی
• استراحت دادن به چشمها در فواصل انجام کارها
• اجتناب از مطالعهی طولانی مدت و کار کردن طولانی مدت با کامپیوتر
• در موارد دوبینی، برای انجام کارهای چشمی کوتاه مدت میتواند یکی از چشمها را ببندد یا با چیزی بپوشاند، اما این کار طولانی مدت توصیه نمیشود چون توانایی تطابق را در مغز مختل میکند.
اسکلروز متعدد (MS)، یکی از شایعترین بیماریهای نورولوژیکی است که سبب ناتوانی بیماران میگردد. شیوع این بیماری در مناطق جغرافیایی جهان متفاوت است و شمال اروپا، شمال امریکا و جنوب استرالیا پرشیوعترین مناطق جهان را تشکیل میدهند. بیماری اسکلروز متعدد 4 الگوی بالینی مختلف دارد که ماساژدرمانگران، با بیماران هر یک از این دستهها مواجه میشوند. نیازهای درمانی بیماران با توجه به منطقهی مغزی درگیر و علامات مختلف بیماری متفاوت است که لازم است ماساژدرمانگران به این مطلب توجه کنند. یکی از شاخههایی که دانشجویان سال دوم دانشکده ساترلند-چان میبایست در کلینیک آموزشی تجربه کنند، کارکردن با بیماران دچار اماس میباشد. بررسی متون نشان میدهند علی رغم نیازهای روزافزون به ماساژدرمانی در بیماران دچار اماس، ضعف تحقیقات در این زمینه مشهود است؛ اما همین تحقیقات اندک نیز تاثیرات مثبت ماساژدرمانی و سایر درمانهای فیزیکی را در زندگی افراد مبتلا به اماس نشان میدهند. این تحقیق تلاشی است در جهت پر کردن این شکاف علمی و ادای دین به این شاخه از علم.
این تحقیق با هدف بررسی خودکارآمدی در بیماران اماس پس از ماساژدرمانی طرحریزی شد و چنین فرض شد که 16 جلسه ماساژدرمانی، سبب افزایش نمره خودکارآمدی در بیماران شود. در این تحقیق یک گروه از بیماران در 3 نوبت قبل از ماساژدرمانی، بعد از آن و 12-8 هفته پس از پایان آخرین جلسه، مورد بررسی قرار گرفتند. شرکت کنندگان در این تحقیق 23 نفر از 39 نفر بیمار دچار اماس مراجعه کننده به کلینیک دانشکده ساترلند- چان بودند که از این میان 9 نفر نیز به دلایلی 16 جلسه ماساژدرمانی را کامل نکردند. در ابتدای مراجعه اطلاعاتی در مورد تحقیق در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت، پس از اخذ رضایت آگاهانه، پرسشنامه خودکارآمدی بیماران اماس توسط بیماران پر میشد. سپس برنامهی درمانی با مشارکت بیمار طراحی میگردید و در طول جلسات توسط دانشجویان و با نظارت استاد، تکنیکهای مختلف ماساژ درمانی احرا میگردیدند. هر جلسهی درمانی یک ساعت به طول می انجامید. ملاک اندازهگیری نتایج، نمرات به دست آمده از پرسشنامه ودکارآمدی بیماران امماس بود. این پرسشنامه از 18 سوال تشکیل شده که بر میزان درک افراد از توانایی عملکردشان و میزان کنترل آنها بر بیماریشان تاکید دارد. شرکت کنندگان به هر سوال بین 10 تا 100 نمره میدهند. پرسشنامه مذکور از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار است. نمرات خودکارآمدی بالاتر نشان دهنده بهبود توانایی سازگاری با اماس محسوب میشود که خود باعث بهبود مسایل روانی و کیفیت زندگی بیماران میشد.
میانگین نمرات پیشآزمون و پسآزمون بر اساس آزمونهای آماری با هم مقایسه شد. نتایج نشان دهنده بهبود قابل توجه نمرات پس از ماساژدرمانی در مقایسه با قبل از آن بود؛ اما 12-8 هفته بعد، هرچند نمرات از قبل از ماساژدرمانی بالاتر بودند، اما از نظر آماری تفاوت معنیدار نبود.
سلامت یک واژهی چندوجهی است که حیطههای مختلف روانی، عاطفی و معنوی را در کنار ابعاد جسمی شامل میشود. تشخیص اماس، با ایجاد ترس و عدم اطمینان از آینده، سبب ایجاد مسایل مختلف روانی میگردد که سطح عملکرد بیمار را تحت تاثیر قرار میدهد. این ادراکات منفی میتوانند منجر به رفتارها و پاسخهایی شوند که توانمندی سازگاری را در بیماران کاهش میدهند. کاهش توانایی سازگاری، با یک سیکل معیوب باعث حالات مختلف روانی- عاطفی دیگری میشود. چون پرسشنامه خودکارآمدی اماس درک بیماران را مورد سنجش قرار میدهد، میتوان گفت هرچه نمرات پرسشنامه بالاتر باشد، خلق بیمار نیز بهتر است و توانایی بیشتری برای سازش با بیماری دارد. این اثرات توسط ماساژدرمانی ایجاد میشوند. اما در صورت فقدان درمانهای نگهدارنده، کاهش مییابند.
این تحقیق نشان داد تکنیکهای مختلف ماساژدرمانی سب افزایش خودکارآمدی در بیماران ام اس میشود که بر اساس تئوریهای ارائه شده، خودکارآمدی نشاندهنده بهبود توانایی تطابق با بیماری میباشد. اما جهت حفظ این اثرات مثبت، درمانهای مداوم مورد نیاز است.
از آن نظر که این تحقیق یک تحقیق بدون گروه کنترل بود، حجم نمونه اندکی داشت و نمونهها تصادفی انتخاب نشده بودند، نتایج آن قابل تعمیم به کل جامعهی بیماران اماس نیست و لزوم تحقیقات بیشتر در این زمینه را با نمونههای بیشتر، نمونه گیری تصادفی و استفاده از گروه شاهد طلب میکند.
Finch P, Becker P (2007); Changes in the self-efficacy of multiple sclerosis clients following massage therapy; Journal of Bodyworks and Movement Therapies; 11: 267-272
خوردن غذاهایی که حاوی چربیهای اشباع شده و کلسترول کم هستند، داشتن برنامهی ورزشی متعادل و کاهش وزن اضافی، راههای مهمی هستند که شما با استفاده از آنها میتوانید سطوح بالای کلسترول خود را کاهش دهید. در مورد بسیاری از افراد این تغییرات شیوه ی زندگی به تنهایی برای کاهش LDL و افزایش HDL کافی هستند. اما اگر کلسترول بالا در خانواده موروثی باشد، رژیم غذایی و تمرینات ورزشی به تنهایی برای کاهش کلسترول کافی نیستند. شما باید از دارو استفاده کنید و در کنار آن، و به عنوان جزئی از درمان، «تغییرات درمانی در شیوهی زندگی» را دنبال کنید. تغییرات زیر توصیه میگردند:
رژیم غذایی باید از نظر چربی اشباع شده و کلسترول کم باشد. کمتر از 7٪ از انرژی روزانه باید از چربیهای اشباعشده تامین شوند، و کلسترول غذا باید به زیر 200 میلیگرم در روز کاهش یابد. غذاهایی که حاوی چربیهای اشباع شده هستند عبارتند از فرآوردههای حیوانی مثل گوشت قرمز، گوشت پرندگان، حلزون، پنیر، شیر و تخممرغ. مثالهای دیگری از این دسته عبارتند از سسهای سالاد، سس مایونز، ترد کننده های غذایی و بسیاری از تنقلات و دسرها.
بسیاری از تنقلات حاوی مقادیر زیادی چربی اشباعشده و اسیدهای چرب ترانس (چربیهای هیدروژنه) هستند. «تغییرات درمانی در شیوهی زندگی» همچنین افزایش مصرف فیبرهای غذایی و افزودن «استانول» و «استرول»های گیاهی را به برنامهی غذایی توصیه میکند. استرولهای گیاهی به مقادیر کم در بسیاری از میوهها و سبزیها، میوههای مغزدار، دانههای گیاهی، حبوبات، غلات، بنشن و سایر منابع گیاهی یافت می شوند. استانولهای گیاهی نیز از منابع مشابهی به دست میآیند. برای مثال روغنهای گیاهی هم حاوی استانول و هم استرولهای گیاهی هستند. این مواد برای اطفالی که از نظر ژنتیکی مستعد کلسترول بالا هستند، ایمن است، اما خانمهای باردار باید از مصرف آنها خودداری کنند.
موارد زیر برای کاهش میزان کلسترول توصیه نمیشوند:
ـ سیر. تحقیقات جدید نشان دادهاند که خوردن مقادیر زیاد سیر، یا افزودن مکملهای سیر به غذا، تاثیر چندانی در پایین آوردن کلسترول خون ندارد. در عوض خوردن مقادیر زیاد سیر، میتواند عوارض جانبی به دنبال داشته باشد. این عوارض جانبی عبارتند از: واکنشهای حساسیتی، تولید گاز در روده، سوزش سردل، بوی سیر گرفتن پوست، تداخل با بعضی از داروها و نیز طولانی کردن زمان انعقاد خون.
ـ غذاهایی که چربیهای فوقالعاده کم دارند. هرچند که غذاهایی که چربی فوقالعاده پایین دارند میتوانند سطوح کلسترول خون را کاهش دهند، اما توصیه نمیشوند؛ چرا که این غذاها، کمتر از 15٪ از انرژی را از چربی تامین میکنند. در حالیکه رژیمهای غذایی استاندارد کاهشدنده کلسترول اجازه میدهند 35٪ - 25٪ از کالری از چربی تامین شوند، و 7٪ آن از چربی اشباعشده باشد. رژیمهایی که کمتر از 15٪ از انرژی را از چربی تامین میکنند، منجر به افزایش تریگلیسرید و کاهش HDL میگردند. چنین رژیم غذایی، بدن را از سایر مواد مغذی و ویتامینهای مورد نیاز تهی میکند.
منبع: YAHOO HEALTH
سوزش سر دل
اکثر موارد سوزش سر دل، با به کار گیری نکته های زیر، در منزل قابل کنترل و پیشگیری هستند.
· وعده های غذایی سبک تری بخورید. معده پر، احتمال سوزش سر دل را بیشتر می کند.
· از دراز کشیدن یا انجام فعالیت های بدنی، 2 تا 3 ساعت پس از صرف غذا خودداری کنید. وقتی شما در وضعیت قایم قرار دارید، نیروی جاذبه به تخلیه غذا و شیره معده کمک می کند.
· از خوردن وعده های غذایی و میان وعده های سنگین قبل از خواب، خودداری کنید.
· از شکلات، غذاهای چرب و سرخ کرده، نعناع یا غذاهای با طعم نعناع خودداری کنید.
· نوشیدنی های الکلی از قبیل آب جو و شراب را مصرف نکنید.
· قهوه یا سایر نوشیدنی های کافئین دار، و نوشیدنی های کربن دار را مصرف نکنید.
· مصرف غذاهای اسیدی مثل گریپ فروت، مرکبات، گوجه فرنگی و سرکه را محدود کنید.
· مصرف غذاهای ادویه دار و غذاهایی را که حاوی مقادیر زیادی فلفل هستند، محدود کنید.
· از غذاهای پر پروتئین و کم چرب استفاده کنید.
· از پوشیدن لباس های تنگ خودداری کنید. کمربندهای سفت، کش شلوار و جوراب شلواری های تنگی که بر روی معده فشار می آورند، علایم شما را بدتر می کنند.
· با قرار دادن قطعاتی در زیر تخت خواب، یا گذاشتن فوم های گوه ای شکل در زیر رختخواب، سر تخت را حدود 6 تا 8 اینچ (15 تا 20 سانتی متر)، بالا بیاورید. بالا آوردن سر با استفاده از بالش های اضافی زیر سر، موثر نیست؛ چون بالش بدن شما را از ناحیه کمر خم می کند که باعث فشار بر معده شده و سبب پس زده شدن اسید معده و بدتر شدن سوش سر دل می گردد.
· از خوابیدن بر سمت راست خودداری کنید.
· هنگام بلند کردن اشیا و خم شدن مواظب باشید. خم شدن ریفلاکس را افزایش می دهد. برا ی بلند کردن اشیا از زانو خم شوید.
· از مصرف آسپیرین و فرآورده های حاوی آسپیرین (مثل Alka- Selter)، یا سایر داروهای ضد التهاب غیر استروییدی(NSAIDs) که باعث تحریک معده و مری می شوند، خودداری کنید. یا آنها را همراه با غذا یا ضد اسید مصرف کنید. برای تسکین دردهای خفیف تا متوسط، از داروهای دیگر بدون نسخه، مانند استامینوفن استفاده کنید.
· موقع خوردن قرص ها حتماً در حالت نشسته یا ایستاده قرار داشته باشید. قبل از فرو دادن قرص، چند جرعه آب بنوشید تا گلوتان نرم و لغزنده شود. قرص را همراه با یک لیوان پر از آب بنوشید. بلافاصله پس از مصرف دارو دراز نکشید.
· از کشیدن سیگار یا سایر فرآورده های دارای تنباکو، خودداری کنید. استعمال دخانیات سبب شل شدن دریچه بین مری و معده شده و از بسته شدن کامل آن ممانعت می کند؛ در این حالت اسید معده می تواند به داخل مری باز پس زده شود. (ریفلاکس)
· وزن مناسب داشته باشید. اگر اضافه وزن دارید، وزنتان را کم کنید. چاقی، فشار اضافی بر معده وارد کرده و سبب افزایش احتمال باز پس زدن اسید معده به مری می شود. حتی چند کیلوگرم کاهش وزن، می تواند احتمال سوزش سر دل را کاسته و باعث کاهش علایمتان شود.
· تنش های عاطفی و استرس های خود را کاهش دید.
روش تزریق زیر جلدی هپارین یا Levonox
هپارین و Levonox (یا سایر فرآورده های تجاری حاوی هپارین های با وزن مولکولی کم) به روش زیر جلدی و در شکم تزریق می شوند. این داروها، جزء داروهای ضد انعقاد بوده، و به منظور پیشگیری از ایجاد لخته یا بزرگتر شدن لخته های موجود، داده می شوند. (این داروها باعث رقیق شدن خون، یا حل شدن لخته نمی شوند)
نکته: فقط از یک نمونه فرآورده تجاری هپارین با وزن مولکولی کم استفاده کنید. آن ها را با هم مخلوط نکنید و به جای همدیگر به کار نبرید.)
وسایل مورد نیاز:
دستور دارویی، دارو، سرنگ، نیدل، پنبه الکلی، دستکش
روش کار:
· از دستور پزشک مطمئن شوید. دارو را با دستور پزشک چک کنید. برای اطلاع از دوز و محل تزریق دوز قبلی، به چارت یا برگه دارویی مراجعه کنید. قبل از تجویز اولین دوز، از انجام تست های آزمایشگاهی کافی به منظور دستیابی به مقادیر پایه ای از وضیت انعقادی و شمارش گلبولی، مطمئن شوید.
· دست های خود را بشویید.
· دارو را آماده کنید. (در برخی مراکز، دو نفر پرستار باید بر آماده سازی دارو نظارت داشته باشند)
· بیمار را مشخص کنید و دستور دارویی را برای او توضیح دهید.
· حریم بیمار را حفظ کنید. بیمار را برای تزریق در ناحیه شکم آماده کنید.
· دستکش بپوشید.
· از بیمار بخواهید دراز بکشد.
· شکم را از نظر خونمردگی یا جای زخم بررسی کنید. باید از تزریق در محل های دارای خونمردگی خودداری کرده و حداقل 5 سانتی متر از هرگونه جای زخم و یا ناف فاصله بگیرید.
· به آرامی محل مورد نظر را با یک قطعه پنبه الکل تمیز کنید. (پا به پای انجام مراحل، آنها را برای بیمار توضیح دهید). از مالش محل مورد نظر خودداری کنید.
· به آرامی در حالیکه دو انگشتتان حداقل 3 اینچ، از هم فاصله دارند، پوست شکم را بین دو انگشتتان جمع کنید تا یک چین پوستی ایجاد شود.
· از بیمار بخواهید آرام بوده و یک نفس عمیق بکشد. همزمان با دم بیمار، نیدل را با زاویه ای 90 درجه، در چین پوستی وارد کنید. وقتی نیدل وارد شد، از تکان خوردن و جابجا شدن آن ممانعت کنید؛ چون این عمل باعث خونمردگی یا خونریزی می شود.
· آسپیره نکنید.
· دارو را به آرامی تزریق کنید.
· چین پوستی را رها کرده و نیدل را مستقیما خارج کنید.
· یک قطعه پنبه الکل را روی محل تزریق فشار دهید. اگر خونربزی می کند، حدود 3 دقیقه پنبه الکل را نگه دارید. مالش ندهید.
· سرنگ را در سطل زباله مخصوص وسایل نوک تیز بیندازید. نیدل را مجدداً سرپوش گذاری نکنید.
· دستکش را خارج کرده و دستتان را بشویید.
· واکنش بیمار به تزریق را زیر نظر گرفته و نسبت به هرگونه خونریزی دقت کافی داشته باشید. زمان، محل، دوز، و واکنش بیمار به دارو را ثبت کنید. از نظر واکنش های حساسیتی (راش، تب، لرز) بیمار را زیر نظر داشته و موارد را به پزشک مسوول گزارش دهید.
چند نکته:
· محل های تزریق را به صورت چرخشی عوض کنید. (مثلاً از سمت راست به سمت چپ شکم). از تزریق در فاصله 2 اینچی (5 سانتی متری) اطراف ناف، و هر ناحیه دچار خونمردگی یا جای زخم، اجتناب کنید. محل تزریق را به نحوی ثبت کنید که پرستاری که دوز بعدی را می دهد، محل تزریق را بداند.
· از بیمار بخواهید تا هرگونه خونمردگی یا خونریزی را گزارش دهد.
· از تزریق داخل ماهیچه ای فرآورده های ضد انعقاد اکیداً خودداری کنید.
· از یک سرنگ کوچک و تیز شماره 27 تا 30 استفاده کنید.
چگونه از بروز خطاهای دارویی جلوگیری کنیم؟
خطاهای دارویی از جمله عواملی هستند که باعث می شوند کارکنان بهداشتی برای سلامت افراد زیان آور باشند. اگر ما پرستاران قوانین پایه ای را که در دوران دانشجوی آموخته ایم، رعایت کنیم، بسیاری از این خطاها قابل پیشگیریند.
از بیمارانتان آن گونه مراقبت کنید که دوست دارید از عزیزانتان مراقبت کنند.
داروی صحیح. دستور دارویی و برچسب دارو را چک کنید. اگر نمی توانید دستور دارویی را بخوانید، کمک بخواهید. با پزشک مسوول تماس بگیرید یا از سایر همکارانتان درخواست کمک کنید.
دوز صحیح. دستور دارویی و برچسب دارو را چک کنید. اگر دارو را نمی شناسید، در جستجوی شناخت برآیید. آیا این دوز برای بیمار شما موثر است؟
زمان صحیح. دستور دارویی و برچسب دارو را چک کنید. زمان را چک کنید و دارو را در زمانی که تجویز شده به بیمار بدهید.
روش تجویز صحیح. دستور دارویی و برچسب دارو را چک کنید. از در دسترس بودن روش مورد تجویز مطمئن شوید. اگر دارو PO است، آیا بیمار توانایی بلعیدن دارد؟ اگر نه، آیا دارو قابلیت خرد کردن دارد؟ آیا محل IV مناسب است؟ آیا این دارو را می توان از یک لاین محیطی داد، یا احتیاج به یک لاین مرکزی دارد؟ و مواردی از این قبیل.
بیمار صحیح. دستور دارویی و برچسب دارو را چک کنید. سپس بیمار را چک کنید. آیا بیمار را می شناسید؟ هیچگاه شناسایی یک بیمار را بر پایه حدس و گمان انجام ندهید. و هیچوقت به شماره اتاق و تخت بیمار اکتفا نکنید. راه های ساده ای برای شناخت هویت بیماران وجود دارد. از بیمارتان بخواهید تا اسم، تاریخ تولد، نام پزشک، و مواردی از این قبیل را برایتان بیان کند.
· از دستورات کارخانه سازنده دارو تبعیت کنید.
· پروتکل های پذیرفته شده بیمارستان خود را رعایت کنید.
· وقتی یک داروی خوراکی به بیماری می دهید، او را زیر نظر داشته باشید تا از خورده شدن دارو اطمینان پیدا کنید.
· بیمار را زیر نظر بگیرید تا تحمل او را نسبت به دارو و روش تجویزی (مخصوصاً اگر از روش های تهاجمی مثل تزریق استفاده می شود) بدانید.
· دارو، دوز، زمان، روش مصرف و پاسخ آنی بیمار را ثبت کنید.
· اگر هرگونه وضعیت نامطلوبی از جمله خطای داروی رخ داد، از افراد با تجربه تر کمک بگیرید.
اعتیاد به داروهای مسکن در بیماران جوان خطرناک تر است
سال ها است که داروهای مخدر برای دردهای مداوم در وضعیت هایی مثل آسیبهای عصبی، آرتریت و ... مورد استفاده قرار می گیرند. اما چون استفاده از این داروها منجر به تقاضای بیماران به افزایش پی در پی دوز دارو می شود، نگرانی هایی را برای پزشکان و بیماران به وجود آورده است.
استفاده گسترده از دوز های بالای داروهای مخدر، سبب اختلال در سیستم دفاعی و کارکرد هورمونی شده و بر عکس حساسیت به درد را افزایش خواهد داد. همچنین مقاومت دارویی و نیاز به افزایش دوز دارو ممکن است بسیار هزینه بر باشد.
یافته های جدید نشان داده اند که بیماران 60 ساله یا بالاتر در معرض خطر به مراتب کمتری برای افزایش دوز داروهای مخدر نسبت به بیماران جوان تر قرار دارند. بیماران مسن اغلب از داروهای مخدر، تسکینی طولانی مدت دریافت کرده اند در حالیکه بیماران جوان تر هیچ نفع طولانی مدتی رانشان نمی دهند.
«پاملا پالمر» استاد بیهوشی دانشگاه کالیفرنیا سانفرانسیسکو، و ویراستار ارشد دو مقاله در این زمینه می گوید: ما به این نتیجه رسیده ایم که بیماران سالمندی که اغلب از مصرف داروهای مخدر برای کنترل درد منع شده اند، عملاً تسکین طولانی مدت واضحی را با کمترین احتمال برای افزایش دوز یا مسمومیت دریافت می کنند. علاوه بر این استفاده طولانی مدت از مقادیر متوسط داروهای مخدر بر خلاف مهار کننده های Cox-2 باعث افزایش خطر آسیب های قلبی ، کلیوی یا زخم معده نخواهد شد. خواب آلودگی و یبوست مهمترین اثرات جانبی داروهای مخدر هستند؛ اما این عوارض با تغییر نوع اپیوئید انتخابی، دوزاژ و داروهای مناسب روده ای قابل کنترل هستند.
محققان پرونده های پزشکی 206 نفر بیماری را که به مدت دو سال برای درد های غیر سرطانی، -چه در اثر آسیب های عصبی (دردهای neuropathic)، و خواه در اثر آرتریت، فیبرومیالژی و وضعیتهای مشابهی که دردهای nociceptive نامیده می شوند،- تحت درمان بودند،بررسی کردند. بیماران در دو گروه بیماران جوان تر (زیر 50 سال) و پیرتر (بالای 60 سال) قرار داده شدند. پرونده ها نشان می دادند که هر دو گروه با دوز های یکسانی از داروهای شبه مورفینی درمان را شروع، و برای رسیدن به دوز حداکثری در هر دو گروه چیزی در حدود 14 تا 15 ماه طول کشیده بود. اما میانگین دوز حداکثری در گروه جوان تر ها بیش از دو برابر این میزان در گروه مسن تر ها بود. در بسیاری موارد دوز حداکثری قابل قبول برای جوان ترها بیش از نیم گرم مورفین یا مخدرهای مشابه در روز بود. بر اساس گزارش محققان، بیماران جوان تر مبتلا به دردهای nociceptive دوزاژ دارو را در بیش از یک سال با سرعتی فوق العاده افزایش داده بودند. با این وجود و علی رغم مصرف این دوز های بالا، هنوز به هیچ تسکین طولانی مدتی دست نیافته بودند (بر مبنای نمرات خود ارزیابی استاندارد). در طرف مقابل بیماران مسن تر، با افزایش دوزی، معادل کمتر از نصف، تسکین قابل توجهی را گزارش داده بودند. محققان گمان می کنند تفاوت بین بیماران جوان و پیر، در نتیجه تغییرات مولکولی در نورون هاست که در اثر سالمندی به وجود می آید. محققان راه را برای تحقیقات بیشتر در این زمینه باز می دانند.
بیماران جوان تر ممکن است برای داروهای ضد التهاب غیر استروییدی جدید، کاندید بهتری بوده و برای اپیوئیدها کاندید مناسبی نباشند. در مقابل، بیماران مسن، از اپیوئیدها سود بیشتری برده اما در معرض خطر بیشتری برای عوارض جانبی خطرناک داروهای ضد التهابی هستند.
بر گرفته از: Your Guide To Nursing
توصیه هایی برای کاهش خطر ابتلا به سرما خوردگی و آنفولانزا
با قوت گرفتن احتمال پاندمیک شدن آنفولانزای مرغی، و کمبود واکسن آنفولانزا، چگونه می توان از ابتلای به آنفولانزا پیشگیری کرد ؟ مهمترین راه برای پیشگیری از شیوع آنفولانزا آن است که اگر بیمارید در خانه بمانید! همکارانتان را آلوده نکنید. اخلاق کاری داشته باشید، و روزهای بیماریتان را کار نکنید. برخی از کارهای دیگری که می توانید به منظور پیشگیری از سرما خوردگی و ابتلای به آنفولانزا انجام دهید به قرار زیر است.
شستن دست ها: دست هایتان را مکرراً بشویید. برای شستشو از درجه حرارت مناسب و صابون استفاده کنید. دست کم به مدت 15 ثانیه دست هایتان را به هم بمالید. در زمانها و مکانهایی که امکان دسترسی به آب را ندارید، از ژل های الکلی مخصوص این کار استفاده کنید.
موقع عطسه یا سرفه کردن جلوی دهان و بینی خود را بپوشانید: همیشه موقع عطسه و سرفه، برای محدود کردن انتشار ذرات معلق بیماری زا جلوی دهان و بینی خود را بگیرید. سپس دست های خود را دوباره بشویید. اگر سرفه یا عطسه کرده اید، از دست دادن به دیگران خودداری کنید. اگر قضیه را برای دیگران توضیح دهید، نه تنها ناراحت نمی شوند، بلکه از شما ممنون نیز خواهند شد.
از دست زدن به صورت و بینی خود، خودداری کنید: یک راه ساده برای انتشار ویروس سرما خوردگی و آنفئلانزاآن است که بعد از دست زدن به یک سطح آلوده یا شخص بیمار، دست هایتان را به بینی یا چشم خود بمالید.
بسیار استراحت کنید: یک راه برای ساخت و حمایت از قوه ایمنی و دستگاه دفاعی طبیعی بدنتان آن است که زیاد استراحت کنید. خوب بخورید و مایعات زیادی بنوشید. از استرس دوری کنید.
سیگار نکشید: استفاده از دخانیات، مژک های بینی تان را که به فیلتر کردن میکروب ها کمک می کنند، فلج می کند.
سطوح اطرافتان را مکرراً تمیز کنید: برای تمیز کردن پیشخوان، سینک های دستشویی، دستگیره های در، تلفن، اسباب بازی و هر نوع وسیله دیگری که به نظرتان آلوده می رسد، به طور معمول و مرتب از مواد ضد عفونی کننده استفاده کنید. سطوح کامپیوتر، مثل صفحه کلید و موس را با دقت و به طور منظم تمیز کنید. اگر به سرما خوردگی یا آنفولانزا دچار شده اید، دهنی تلفنتان را با یک قطعه دستمال کاغذی بپوشانید. پس از استفاده آن را تمیز کنید. البته مشخص است که این اقدامات ضمانت مطمئنی نیستد، اما می توانند در کاستن از شانس تماس با میکروب ها و خطر ابتلا به سرما خوردگی و آنفولانزا کمک کننده باشند.
آماده باشید:آب میوه ، سوپ، ژله،کلوچه، و سایر غذاهایی را که موقع بیماری به آنها نیاز پیدا می کنید، در خانه داشته باشید. به این طریق شما احتیاجی به خروج از منزل در موقع بیماری برای تهیه این مواد و آلوده کردن دیگران نخواهید داشت.
سلامتیتان را حفظ کنید! اگر بیمار شدید، مراقب داروهایی که سر خود مصرف می کنید باشید.
درد در سالمندان
طبیعت سالمندی شرایطی را ایجاد کرده و باعث می شود تا کارمندان بهداشتی در بررسی درد سالمندان ملاحظاتی چند را در نظر گیرند. سالمندان اغلب دچار دردهای مزمن غیر بدخیم هستند. تحقیقی که در سال 2002 در این خصوص انجام گرفت، نشان داد که از 1000 نفر بیمار سالمند مورد بررسی در حدود 33% از دردهای ناتوان کننده ای رنج برده و اظهار می داشتند که دردشان آنچنان شدید است که آرزوی مرگ می کنند. متاسفانه، به دلایل متعدد درصد بسیار کم و نامتناسبی از درد های این گروه سنی تحت درمان قرار می گیرد. باورهایی که درد را جزء لاینفک و اجتناب ناپذیر سالمندی می دانند، ترس از اعتیاد، و دیدگاه برخی از کارکنان بهداشتی که می پندارند دوزهای کمتری از مسکن ها در سالمندان مورد مصرف دارد؛ همه و همه باعث کم توجهی در درمان دردهای سالمندی شده است.
سالمندان اغلب نگرانی ها و اضطراب های خاص خودشان را دارند؛ مقوله های پایان عمر، آلزایمر و دمانسیون، فشارهای مالی، نقص در پوشش های بیمه ای، مثال هایی از این دست هستند. اطلاعات علمی جمع آوری شده نشان می دهند که اقدام سریع و شروع زودهنگام درمان درد، کیفیت زندگی سالمندان را ارتقاء داده و باعث حفظ عملکرد و کارایی فرد می شود. انجمن پزشکی درد آمریکا هشدار می دهد که «بررسی و کنترل موثر درد، می بایست در هفته ها و ماههای آغازین درد انجام پذیرد تا از درد پیشرونده ای که با مرگ ومیر و هزینه های مالی گزاف همراه است، پیشگیری شود»
در دسامبر سال 2000، کمیسیون مشترک اعتبار بخشی تشکیلات بیمارستانها [Joint Commission of Hospitals Organization (JCAHO)] استانداردهای جدیدی را در برای کنترل درد منتشر کرد. بر طبق این استانداردها، لازم است هر موسسه درمانی به طور دوره ای و عموماً در زمان گرفتن علایم حیاتی بیمار، درد وی را نیز بررسی و درمان کند. متعاقباً درد امروزه به عنوان «علامت حیاتی پنجم» شناخته می شود. افزون بر این یک تاریخچه پزشکی و معاینه فیزیکی کامل باید به عمل آید تا اطلاعات بیشتری ازسابقه درد بیمار به دست آید.
امروزه ابزارهای متعددی جهت بررسی و اندازه گیری میزان درد استفاده می شوند. این ابزارها بیماران را قادر می سازند تا درد، قدرت عملکرد، و کیفیت زندگی شان را نمره گذاری کنند. این ابزارها عبارتند از نمره گذاری عددی در مقیاس 1 تا 10، حالت چهره بر اساس مقیاس وُنگ (Wong Facial Scale)، زیر مقیاس شدت درد مَک گیل (McGill Pain Intensity Subscale)، و دفتر خاطرات شخصی از درد و فعالیت. تمام ابزارهای گفته شده در افراد دارای درک و شعور سالم کاربرد دارد و چون بیمارانی که اختلالات شناختی دارند قادر به بهره گیری از این ابزارها نیستند، پس ضروریست تا ابزار و وسایل دیگری به منظور پایش درد به کار گرفته شوند. شخص دچار اختلال شناختی، تظاهرات بیرونی متعددی از درد را به نمایش می گذارد.تظاهراتی از قبیل تغییرات رفتاری، حالات چهره، کاهش عملکرد، و اضطراب. علایمی همچون تغییر در خواب یا عادات غذایی، الفاظ صوتی، آستانه عجز، گارد گیری، دوری از فعالیتهای معمول، گریه، و پرخاشگری باید دقیقاً از نظر مطابقت با درد مورد بررسی و پایش قرار گیرند.
سالمندان می بایست در حد امکان بدون درد باشند تا بتوانند به زندگی فعال و پویای خود ادامه دهند؛ و چنانچه در مراحل پایانی عمر خود به سر می برند، مرگ راحت و آرامی داشته باشند.